تا خــــــــــــــدا دلتنگتـــــــم .. .
وقتی بچه که بودم کنار مــــادرم میخوابیدم و هر شب یکــ آرزو میکردم
مثلا آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد..میگفت» میخرم.
به شرط اینکه بخوابی..
یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهر بازی دنیا ..
میگفت: می برمت به شرطی که بخوابی..
یک شب پرسیدم اگر بزرگ شوم به آرزوهایم میرسم..؟؟
گفت: میرسی به شرط اینکــه بخوابی..
هرشب با خوشحالی میخوابیدم..آنقدر خوابیدم که بزرگ شدم..
و آرزوهایم کوچک شدند.
دیشب مادرمو خواب دیدم..پرسید: هنوز هم شب قبل خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟؟
گفتم شب ها نمیخوابم..
گفت مگر چه آرزویی داری؟؟
گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.
گفت: سعی میکنم به خوابت بیایم به شرط انکه بخوابی.
تقــدیـم بهــ همهـ مـادران
برای سلامتیشون ی صلوات بفرستید.
برای مامانهایی ک اینجا نیستند اما تو قلب بچهاشون هستند یه فاتحه بخونید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 21:35 توسط ♥ نیلوفر ♥
|
مینویسم برای معلمم ، معلمی که مسیر زندگی ام را عوض کرد و هیچ کس را به اندازه او دوست نداشته ام...